|
|
|
|
|
|
|
گفتم نگو که با منی
تو با منی اما دلت با دیگری
گفتم نگو بدون تو دنیا برام جهنمه
بهشت تو دنیا گم شده
اینجا همش جهنمه
گفتم نگو گرمای من گرمای دستای شماست
دستای من کوه یخه
گرمای تو خیالیه
برای من حرفای تو همش دیگه تکراریه
چشمات پیشم رسوا شدن
دروغیه ...دروغیه
وای به حال اون روزی که
سکوت پنجره قلب دلم
دیگه طاقتش تموم شه بشکنه
صدای شکستنش رو هیچ کسی
غیز خود م نمی شنوه
هیچکسی نمی تونه
برای پنجره قلب دلم
شیشه تازه ای رو به قاب کنه
دیگه سرما تموم قلب دلم رو می گیره
می شه یه قلب یخی
آره تنها می میره....

گذرکردم از آن جایی که روزی تو گذر کردی گذر کردم
و رفتم من از آنجایی که رفتی تو منم رفتم
تو رفتی تو بدون آنکه پرسی من چرا رفتم
تو رفتی تو ٬بدون من
تمام عشق من این بود
که من ٬من نیست٬تو هم تو نیست
ما مائیم
برای هم ٬بدو ن غم تمام عمر می مانیم
ولی افسوس
که من رفتم تو هم رفتی بدون آنکه پرسی من چرا رفتم

به وسعت دشت... آسمان ...صحرا
زمین ...دریا...نه تمام این دنیا
به یاد دیروز ...امروز...بخاطر فردا
تمام روزها و این شبها....
دلم عجیب گرفته...دوباره من تنهام
دوباره من تنهام.
