|
|
|
|
|
|
|
تارا
يعني ستاره
هموني چشم انتظاره
اونی که پشت ابر تیکه پاره خونه داره
هموني که قسم خورده به اسمش که تنهام نمی ذاره
هموني که خدا خودش می دونه واسه من تنها ترینه
اون منی که توی قلبش نقش یه زخم قدیمی خونه داره
توی چشماش پر غصه س توی حرفاش پر رازه
شب می شه مرغ شب تا خود صبح براش می خونه
نمی دونه که بگه یا که بخونه
به کدوم ساز زمونه اون برقصه
آخ برقصه یا بگریه
هم برقصه هم بگریه تو قلبش پر غصه
هم به خنده ، هم سکوتش ، هم به حرفاش ، یه غمه ، پایون نداره
آخه باورش نمی شه عشقشو داده به دست یکی دیگه
دستشو داده به دست عشق دیگه
می خواد فردارو نبینه که کنارش دوتاچشم دیگه خوابه
تو نمی دونی چی میگه
آخه دستاست توی دستامه عزیزم
آخه چشمات توی چشمام
فکرکن این دستا نباشه
فکر کن این چشما نباشه
بره توی دست دیگه
بره واسه کس دیگه
....
حالا فهمیدی چی میگم
نه عزیزم باورش هم
خیلی سخته ،خیلی سخته
خیلی سخته ...
تو نمی دونی چی میگم
من همه حرفامو یک جا جا گذاشتم
توی یه عشق قدیمی
من تموم هستی ام رو جا گذاشتم
نگو می شه من دوباره هستیمو از نو بسازم
من بسازم بخدا این منمه که نمی ذاره...
تو می تونی من و از منم بگیری
نمی تونی خاطراتم و دیگه از من بگیری
....
خیلی سخته خیلی سخته حتی باورش .... عزیزم .
