تبليغاتX
๑۩۞۩๑ این چهره بی نقاب یعنی من ๑۩۞۩๑



  خدا وصيت من رو گوش بده نامه ام رو بخون *----* شايد ديگه من نباشم مواظب عشقم بمون  *----* مي سپارمش بهت مي رم تموم تاروپودم رو *----* يه وقت نياد برنجونيش کسل کني وجودم رو *----* خدا يه وقت کسي نياد بدزده قلب ساده اش و *----* کسي نياد تو زندگيش بشينه زير سايه اش و *---* بهش بگه دوستش داره خيلي بده زمون ما *----* خدا سپردمش بهت مواظب عشقم بمون ***** فردا قراره من و تو از همديگه جدا بشيم *----* فردا قراره همدمه گريه ي بي صدا بشيم *----* تو کوچه هاي بي کسي نيستي و پرسه مي زنم *----* بايد منو نگاه کني غريب شهر تو منم *----* يادش بخير من و تو و يه قلب پاک و بي غرور *----* حالا چي شد عوض شدي دلت کجاست سنگ صبور ؟ *----* من تو رو عاشق مي کنم هر طور شده حتي به زور *----* کي مي خواد فردا تورو از من بگيره *----* کاش خونه ويرون بشه آتيش بگيره *----* ما بايد فردا رو از دنيا بگيريم *----* ما اگه از هم جدا بشيم مي ميريم *----* ما بايد قدر اين روزا رو بدونيم *----* واي اگه فردا بياد تنها مي مونيم ***** خدا شايد اين عشقي که من مي گم رو تو نشناسي *----* نزديک ترين کسم اوونه خيلي دوستش دارم ، راستي ! *----* يادم نره بهت بگم عزيزترينمم اوونه *----* خودم مهم نيست اما اوون نذاري تنها بمونه *----* بميرم واسه حق حقش گريه چقدر بهش مياد *----* وقتي که حرصش مي گيره ميگه از من بدش مياد *----* اما وقتي آروم ميشه ميبينه من بغضم گرفت *----* همين ديوونه بازياش از اول چشمم رو گرفت ***** حالا که ديگه مجبوريم با همديگه وداع کنيم *----* بيا به ياد اوون روزا همديگه رو دعا کنيم *----* يه وقت ديدي دعا گرفت خدا نذاشت جدا بشيم *----* اي واي داره فردا مياد بايد دست به دعا بشيم *---* با قلب پاکت از خدا بخواه من رو صبرم بده *----* هنوز نرفتي از پيشم دوريت داره زجرم ميده *----* کاش خونه ويروون بشه آتيش بگيره *----* عزيزم يادت نره دنيا دو روزه  *----* نمي خوام فردا دلت واسم بسوزه *----* اي خدا حتي اگه دوستم نداره *----* تو مي توني نذاري تنهام بذاره *

 

 

تارا

يعني ستاره

هموني  چشم انتظاره

اونی که پشت ابر تیکه پاره خونه داره

هموني که قسم خورده به اسمش که تنهام نمی ذاره

هموني که خدا خودش می دونه واسه من تنها ترینه

اون منی که توی قلبش نقش یه زخم قدیمی خونه داره

توی چشماش پر غصه س توی حرفاش پر رازه

شب می شه مرغ شب تا خود صبح براش می خونه

نمی دونه که بگه یا که بخونه

به کدوم ساز زمونه اون برقصه

آخ برقصه یا بگریه

هم برقصه هم بگریه تو قلبش پر غصه

هم به خنده ، هم سکوتش ، هم به حرفاش ، یه غمه ، پایون نداره

آخه باورش نمی شه عشقشو داده به دست یکی دیگه

دستشو داده به دست عشق دیگه

می خواد فردارو نبینه که کنارش دوتاچشم دیگه خوابه

تو نمی دونی  چی میگه

آخه دستاست توی دستامه عزیزم

آخه چشمات توی چشمام

فکرکن این دستا نباشه

فکر کن این چشما نباشه

بره توی دست دیگه

بره واسه کس دیگه

....

حالا فهمیدی چی میگم

نه عزیزم باورش هم

خیلی سخته ،خیلی سخته

 خیلی سخته ...

تو نمی دونی چی میگم

من همه حرفامو یک جا جا گذاشتم

توی یه عشق قدیمی

من تموم هستی ام رو جا گذاشتم

نگو می شه من دوباره هستیمو از نو بسازم

من بسازم بخدا این منمه که نمی ذاره...

تو می تونی من و از منم بگیری

نمی تونی خاطراتم و دیگه از من بگیری

....

خیلی سخته خیلی سخته حتی باورش .... عزیزم .

 

 

 

  

 

 

 

 

 

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 20:54  توسط .......  | 
 
scrollText(0) -->