|
|
|
|
|
|
|
يه سال دیگه هم گذشت
دوساله شد تارای من
چیزی می خوای بگی گلم ؟؟
گل ِ سگوت ِ رو لبات
چیه چشمات بارونیه ....
چیه هنوزم نمی خوای حرفی از این دل بزنی
می خوای بگی تموم شده
رو خاطره خط بزنی ...
یاد دل پاکت بخیر
حالا سیاه ِ دفترت
سر مشق تازه ای که نیست
داری روچی خط می زنی ؟؟
می خوای منو گول بزنی؟!
گفتی یه دفتر جدید برای یک عشق جدید
از سر خط قصه شروع
.....
اما دلت رازی نشد
بازنده ام تموم بشه
.....
تارا چرا تموم نمی شه این روزا ؟؟؟؟
آخر قصمون چی شد ؟
تو باختی یا چشمای اون ؟
می گن اومد تا دوباره قصه از نو شروع بشه
چه کردی با خودت گلم ...
آخر قصه این نبود
این دل ازت شاکی شده
چرا تو آخه نمی گی از آدما آصی شده
چرا سکوته رو لبات
من می دونم هر چی می گی دروغ محضه به خدا
این هوسه که تورو با خود می بره
عشقو گذاشتی زیر پا می گی بازم عاشق شدی ؟؟
تارا چیه غم تو چشمات
چیه می خوای بگی بره
عشق جدیدم نتونست تورو اسیرت بکنه
دلت می یاد بگی بره ....
قصه به آخر برسه ...
دروغ سیزده یادته
دیدی چه زود تموم می شه...
دوستش داری من می دونم دلتو عاشق نمی شه
عاشقی یکباره گلم ...دوبار که عاشق نمی شه
اگه دوستش داری بمون
خون به دلش نکن نذار
قصه به آخر برسه
تارای من دو سالگیت
مبارکت باشه گلم
روخاطره ها خط نزن
اینم میشه یه خاطره .
شد دو سال از اولین شعرم تو این وبلاگ ، شعرایی که خط به خطش از ته دله
شعرایی که خط اولش که می یومد دیگه پایونش دست من نبود دلم بود که می نوشت
خوب یا بدش دوستش دارم مال دله .
تارا یعنی ستاره
تارا یعنی من
یعنی
.
تولدت مبارک
.
e.j